مرتضى مطهرى

634

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قرآن مىگويد لا حُكْمَ الّا لِلَّهِ « 1 » قانون جز از ناحيهء خدا نمىتواند باشد ، ولى اينها مىگويند : « لا امْرَةَ الّا للَّه » امارت جز از براى خدا براى كس ديگرى نيست‌وَ انَّهُ لابُدَّ لِلنّاسِ مِنْ اميرٍ بَرّ اوْ فاجِرٍ « 2 » كه چنين و چنان بكند . بدون اينكه يك امارت و فرماندهى در كار باشد ، اين امر ممكن نمىشود . اين مثل اين است كه بگوييم ارتشى وجود داشته باشد و اين ارتش فرماندهى نداشته باشد ! خلاصه اين را در اينجا بيان نمىكنند كه حالا كه مىگوييم در دورهء كمونيسم دولت وجود ندارد ، ادارهء جامعه به چه شكلى است ؟ يك مديريتى به يك شكلى هست . خوب ، مديريت به هر شكل باشد يك شكلى از دولت است . دولت كه يك شكل واحد ندارد . خودتان مىگوييد ما دولت سلطنتى استبدادى داريم ، دولت سلطنتى مشروطه داريم ، دولت جمهورى داريم ، دولتهاى فدرال داريم و . . . خوب ، آن هم بالاخره يك شكل از اشكال دولت خواهد بود ، فقط اسمش در كار نيست . پس نگوييد دولت از بين مىرود ، بگوييد دولتى وجود دارد كه آن دولت نمايندهء همهء مردم است نه نمايندهء يك طبقهء معين . ولى اينها مىگويند اصلًا دولت به كلى منتفى مىشود . اين يك مسئله . مسئلهء ديگرى كه در اين كتاب مطرح نشده است « 3 » مسئلهء خانواده است . آن كتاب معروف انگلس - كه من هم اخيراً در اين سفر خارج « 4 » به دست آوردم و اين كتاب هم از آن خيلى نقل مىكند - كتابى است به نام منشأ خانواده ، مالكيت و دولت . اينها همين طورى كه دولت را ناشى از اصل مالكيت مىدانند ، خانواده را هم ناشى از اصل مالكيت مىدانند و معتقدند در دورهء اشتراك اوليه اشتراك ، هم در مال بوده و هم در زن و فرزند ، نه زن جنبهء اختصاصى داشته و نه فرزند ، همه به صورت اشتراكى بوده و در نهايت امر باز موضوع بايد برگردد به اشتراك نهايى كه خانواده نبايد وجود داشته باشد . خود ماركس و انگلس تزشان همين بود . لنين هم در ابتدا تزش همين بود ، منتها اينها بعد كه دولت تشكيل دادند و خودشان مجرى اين افكار شدند ، در عمل دچار اشكال شدند و در 1936 اين نظريه را الغاء كردند ولى گفتند به صورت موقت . مثل همان الغاء دولت است ؛ همين طورى كه هنوز زمان نرسيده به وقتى كه دولت به كلى الغاء بشود و در آن كمونيسم نهايى بايد دولت الغاء بشود ، همچنين هنوز زمان نرسيده به اينكه اختصاص در جنسيت و مسئلهء رابطهء پدر و فرزندى از بين برود ، در آينده بايد باشد . در اينجا هيچ اسمى از آن نبرده است . حال ما براى جلسهء آينده براساس كتاب منشأ خانواده ، مالكيت و دولت مقدارى دربارهء آن بحث مىكنيم تا ببينيم كه

--> ( 1 ) [ عين آيه چنين است : انِ الْحُكْمُ الّا لِلَّهِ ( انعام / 57 ) ] ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 40 . ( 3 ) لابد چون اين كتاب در ايران منتشر مىشده ، مصلحت نديده‌اند اين قسمت منتشر شود . ( 4 ) [ اشاره به سفرى است كه استاد همراه مرحوم علامه طباطبايى براى معالجهء ايشان به انگلستان در سال 1356 داشتند . ]